صائن الدين على بن تركه
201
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
گشت قبل از آمادگى حقيقت من ، و به لسان قابليّت اولى از حضرت جود « 1 » مطلق سؤال كرد و جواب بر او مترتّب گشت . « 2 » به بارگاه تو دايم به يك شكم زايد * زمانه لفظ سؤال و صداى آرى را و از اينجاست كه شيخ مىگويد « ما بقي إلّا القابل و القابل لا يكون إلّا من فيضه الأقدس » « 2 » رشتهاى گر هزار تو گردد * چون سر رشته يافتى يك توست [ 404 ] پس ساير مراتب و عوالم به استلذاذ از اغذيهء مرغوبهء خويش و احتظا از نعم مطلوبهء خود ، از آن سماط اطلاق انبساط مستلذّ و محظوظند . همچنانكه در قوس ظاهر ، اشباح هيولانى وجود و مدارك جسمانى او ، به نفس و تنوّع مدركات قواى او متنعّم و ملتذّند . همچنين در قوس باطن ، رقايق معنوى ذوق و جواذب روحانى شهود ، به مدارك خاصّهء روح مهنّا و متمتّعاند . « 4 » هر يك از باده نسبتى ديدند * جمله بين كس نشد ز راه صواب چشم ازو رنگ ديد و بينى بوى * عقل ازو سكر ديد و غافل خواب باش تا رنگ و بوى برخيزد * كه همان آب صرف باشد آب * * * [ 405 ] فحال شهودي : بين ساع لأفقه * و لاح مراع رفقه : بالنّصيحة [ 406 ] شهيد بحالي في السّماع بجاذبى « 5 » * فضاء « 6 » مقرّي ، أو ممرّ قضيّة « 7 » [ 407 ] و يثبت نفى الالتباس تطابق ال * مثالين بالخمس الحواس المبينة چون باز بر سنّت تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ از جمعيّت خانهء وحدت و خرابات اتّحاد ، روى توجّه سوى خانقاه كثرت و زاويهء اثنينيّت نهاد ، مىخواهد كه اثبات امر سماع - كه يكى از محلّ نزاع مخالفان است - كند ، به وجهى كه به قانون اتّحاد راست و بدان مفضى گردد . « 8 »
--> ( 1 ) . ال : وجود . ( 2 ) . فر : + بيت . ( 4 ) . تب فر : + بيت . ( 5 ) . ال : لجاذبي . ( 6 ) . ال : قضاء . ( 7 ) . ال : ممرّ قضيّتي . ( 8 ) . فر : + بيت .